محفل
هو
محفل
نمیدانم چه محفل بود، شب جايی كه من بودم
به هرسو رقص بسمل بود، شب جايی كه من بودم
پری پيكر، نگار سرو قد لاله رخساری
همه جا آفت دل بود، شب جايی كه من بودم
رقيبان گوش بر آواز و او در ناز و من ترسان
سخن گفتن چه مشكل بود، شب جايی كه من بودم
خدا خود مير مجلس بود، من در لامكان خسرو
محمد شمع محفل بود، شب جايی كه من بودم
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند ۱۳۸۶ ساعت ۸:۱۱ ب.ظ توسط M_K_S
|
آنجا که عقل و جنون را مرزی نیست